آش دندونی ، کیک دندونی
سلام خانوم خانوما. ❤❤سلام خوشگل خانوم 😍😍. سلام عزیزم 💋💋. بالاخره روز موعود فرا رسید و 9 مهر 1394 که
مصادف بود با 9 ماهو 20 روزگیت شد یه روز مهم تو زندگی شما و البته من و بابا😀😀😀. اون روز پنج شنبه بود و من و
شما خونه مامانی بودیم . عصربعد از کلی بازی با خاله فاطمه و شیطونی کردن ،خوابیدی😄. بعد از 2 ساعت که بیدار شدی
یکدفعه دیدم روی اون لثه هایخوشگلت یه مروارید سفید کوچولو سر زده.😘😘 خیلی خیلی خوشحال شدم و فقط بوییدم و بوسیدمت.
بالاخره شما همبه جمعکباب خورها اضافه شدی. اصلا باورم نمی شد به این راحتی مروارید کوچولوت در اومده باشه
. البته چند روز بودکه خوب غذانمی خوردی و فقط شیر میخواستی و حتی بعضی وقتا بهانه گیری و یه کم بداخلاقی
هم می کردی؛ اما من فکر میکردم خیلیبدتر از اینا اذیت بشی که خداروشکر اینطور نبود. خلاصه به قدری حس شیرین و خوبی بهم دست داد که قابل بیان نیست . 
امایه اتفاق جالب که افتاد ،فردا روزی که دندونی سر زده بود وقتی از خواب پا
شدی باز مرواریدت رفته بود یه کم پایینتر اما تیزیش رو لثت بود اما چند روز بعد کامل دراومد که اونوقت مامانی برات آش
دندونی پخت و بابا هم برات کیک دندونی خریدو با باباجی اومدن خونه مامانی اینا و برات یه جشن مختصر و خودمونی برات
گرفتیم که عکساشو برات میزارم
خلاصه این که با اون دندون کوچولوت میخواهی همه چیو گاز بگیری و البته موفق هم میشی.
انشالله که بقیه دندونات هم همینطوری بدون دردسر در بیاد عروسکم ...
این عکس رویش اولین مروارید دهانت هست عروسکم ....


این عکس هم شما و خاله فاطمه هستید تو روز جشن دندونیت قبل این که آمادت کنم ....











تو این عکسم که دیگه خسته شده بودی و خمیازه می کشیدی




آش دندونی ، کیک دندونی 
